عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
301
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
كه بر مريم القا كرد » گفتند : « اگر راست مىگويى بندهاى را به ما بنما كه مردگان را زنده كند و نابينايان و پيسگان را شفا بخشد و از گل ، صورت پرنده بسازد ، و در آن بدمد و در نتيجه با رخصت پروردگار پرنده شود ! ؟ بلكه عيسى خداست » پيامبر ( ع ) خاموش ماند ، تا اينكه خداى - تعالى - اين آيه فروفرستاد : إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ، ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ « 13 » چون شب را به صبح رسانيدند بازآمدند ، پس پيامبر آن آيات را برايشان برخواند ، گفتند : « آنچه مىگويى نمىشناسيم » ، چون از قبول آن سرباز زدند ، پيامبر برايشان پيشنهاد ملاعنه ( مباهله ) كرد . پيامبر ( ص ) با ايشان وعده گذاشت ، عاقب و سيد بازگشتند تا صبحگاهان به نزد وى آيند ، گذرشان بر مردى از خودشان كه ناشناخته بود افتاد ، داستان را براى او بازگفتند ، آن مرد گفت : « شما كارى انجام نداديد ، به خداى سوگند اگر پيامبر باشد ، خداى او را در حق شما خشمگين نمىسازد ، و اگر پادشاه باشد قوم عرب شما را به بردگى خود خواهد گرفت . » گفتند : « راى و نظر صحيح چيست ؟ » گفت : « در موعد مقرر نزد او آييد و چون ملاعنه بر شما عرضه كند بگوئيد : « نعوذ باللّه ( : پناه مىبريم به خدا ) » پس پيامبر صبحگاهان به همراهى فاطمه ، حسن و حسين بيرون شد ، پس گفت : « آيا بر سر وعده خود هستيد ؟ » گفتند : « نعوذ باللّه » گفت : « پس اسلام بياوريد » سرباز زدند ، گفت : « جزيه دهيد » جزيه را پذيرفتند ، و دست از ملاعنه برداشتند « 14 » . تشبيه ديگرى در اين سوره : ( بيان ) گفتار خداى - عزّ و جلّ - : وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ
--> ( 13 ) - سورة آل عمران ( 3 ) آيهء 59 - 62 . ( 14 ) - تفسير الكشاف ، ج 1 ، ص 282 ملاحظه شود .